آترینآترین، تا این لحظه: 13 سال و 11 ماه و 10 روز سن داره

آترین کوچولو

بدون عنوان

امروز 26 دیماه 93 بود, این روزها روزهای خوبی برامون نبوده, ایکاش آخرش خوش تموم بشه عروسکم تو هم از این اعصاب خوردیهای ما کنار نیستی ببخش اگر یه موقع سرت داد زدیم حوصله نداشتیم, گرچه عروسکم این روزها با پنگولش سر گرمه, یه قسمت از پنگولش هست که خیلی دوسش داری. ,تموم نشده میگی دوباره برام بگذارین قربونت بره مامانی.... الان تقریبا 2 هفته شد که می می نخوردی, باورت میشه دلم برا مکیدنهات تنگ شده عزیزکم, حالا هر وقت میخوای بخوابی کلی با می می بازی میکنی تا خوابت ببره ,تازه میگی 2 یعنی 2تاشو در بیار من ببینم. ... الهی مامان فدات بشه انقدر بازی میکنی و از سر و کول من مثل این بچه گربه ها بالا پایین میری تا خوابت ببره و مثل این عروسک کوکی ها یک...
26 دی 1393

بدون عنوان

راستی امروز 24 دیماه است و تو برا اولین بار یاد گرفتی بگی بله ازت یه فیلم گرفتم عروسک کوچولو حالا بهت میگم جیگر مامانی و. ...میگی. ....بله. با اون لهجه قشنگت  راستی بلدی بگی:  هاپو میشه. .......dog   پیشی میشه. ......cat   میمون میشه. ........monkey   الهی مامان قربون اون لهجه اینگلیسیت بشههههههههههه   راستی این روزا همش هی میگی چشم چشم یعنی برام بساط نقاشی و چشم چشم 2ابرو رو بیارید رنگ انگشتی ومداد  رنگی و پاستل و گواش .....خلاصه برا خودت جشن  میگیری و من هی تنم میلرزه اینور اونور رنگی نشه ...
24 دی 1393

بدون عنوان

1111114دی جمعه امشب رفتیم یک سری خونه بابا مامان. بابایی بعدشم عمو مرتضی اینا زنگ زده بودن میخواستن بیان خونمون, بخاطر همین از اونجا زود اومدیم, اونها با ستاره اینا آمدن تو هم کلی باهاش بازی کردی قبلیشم مامان میخواستم حاضرت کنم بهت گفتم مهمون میخواد بیاد خونمون, حالا هی توهم بعدش می‌گفتی میمون میمون(منظورت همون: مهمون)بوسسسسسس. از امشب همینطوری گفتم ببینم میشه می می نخوری و بخوابی, ?!و در کمال تعجب موفق شدم و اونم به سادگی باورم نمیشد,هرچی چیز تلخ بهش زدم خورده بودی و ناکام مانده بودم امشب یکم بهش رژیم زدم و گفتم اوف شده. باید نخوریش تا خوب بشه ,الهی مامان فدای دخملت عاقلش بشه نخوردیش و سرت رو گذاشتی روش و لالا, هی گفتی نازی نازی بوس...
14 دی 1393
1